بخريد و بخوانيد ...

زاده‌ی جرم
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

زاده‌ی جرم

(Born a Crime: Stories from a South African Childhood)
نویسنده: ترور نوآ (Trevor Noah)
ترجمه: مریم آقایی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1398 (چاپ 1)
قیمت: 40000 تومان
تعداد صفحات: 304 صفحه
شابك: 978-600-182-573-6
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 2 نفر
امتیاز كتاب:  (5 امتیاز با رای 1 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

مسیر باورنکردنی ترور نوآ از آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید تا پشت میز دیلی‌شو (Daily Show) با ارتکاب یک جرم شروع شد: تولدش. ترور در دورانی از پدر سفیدپوست سوئیسی و مادر سیاه‌پوست آفریقایی‌اش متولد شد که مجازات چنین کاری پنج سال زندان بود. در سال‌های اول زندگی او را که گواه زنده‌ی بی‌مبالاتی والدینش بود اغلب در خفا نگه می‌داشتند و باید به کارهای غیرعادی و اغلب عجیب مادرش برای پنهان کردنش از حکومتی که هر آن ممکن بود آن‌ها را از هم جدا کند تن می‌داد. سرانجام ترور و مادرش که با پایان یافتن استبداد سفیدپوست‌ها در آفریقای جنوبی آزاد شده بودند ماجراجویی بزرگ خود را با زندگی در آزادی آغاز کردند و از فرصت‌هایی بهره‌مند شدند که پس از قرن‌ها درگیری به دست آمده بود.
زاده‌ی جرم داستان پسر کوچک شیطانی است که تبدیل به مرد جوان بی‌قراری می‌شود که در حال تلاش برای پیدا کردن جایگاهش در دنیایی است که اصلا قرار نبود در آن وجود داشته باشد. همچنین داستان رابطه‌ی او با مادر بی‌باک، سرکش و به شدت مذهبی‌اش است - هم‌تیمی‌اش، زنی که مصمم بود پسرش را از چرخه‌ی فقر، خشونت و بی‌عدالتی نجات دهد. چرخه‌ای که سرانجام جان خودش را هم به خطر انداخت ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
بخش اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"اصل آپارتاید این بود مردمی را که در اکثریت بودند متقاعد کند به هم پشت کنند. نفرت از یکدیگر بود. مردم را گروه‌گروه از هم جدا می‌کنید و آن‌ها را مجبور می‌کنید از یکدیگر متنفر باشند تا بر آن‌ها حکومت کنید.
در آن دوران تعداد اهالی سیاه‌پوست آفریقای جنوبی نسبت به سفیدپوستان تقریبا پنج به یک بود، ولی ما به قبایل مختلف با زبان‌های مختلف تقسیم می‌شدیم: زولو، خوسا، تسوانا، سوتو، وندا، اندبیلی، سونگا، پدی و غیره. خیلی پیش از وجود آپارتاید این قبایل با هم در جنگ و نزاع بودند؛ بنابراین حکومت سفیدپوست‌ها از این دشمنی برای جدایی انداختن و غلبه کردن استفاده کرد. قاعدتا تمام کسانی که سفیدپوست نبودند به گروه‌ها و زیرگروه‌های مختلف دسته‌بندی شدند. بعد به این گروه‌ها سطوح مختلفی از حقوق و مزایا دادند تا آن‌ها را در تعارض نگه‌دارند ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 بنفشه بامداد:  "بزرگترین ترس مادرم این بود که من هم مجبور شوم تاوان سیاه‌پوست بودن را بدهم و در چرخه‌ی فقر و خشونتی که قبل از من بود گرفتار شوم." به نظر می‌آید داستان ظلم و سیاهی پایانی ندارد، به خصوص اگر داستان، داستان سیاه‌پوستها باشد...