شناسنامه محصول

آخرین کتاب جهان
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

آخرین کتاب جهان

(The Last Book In The Universe)
نویسنده: رودهن فیلبریک (Rodman Philbrick)
ترجمه: سمیه کرمی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1390 (چاپ 1)
قیمت: 5000 تومان
تعداد صفحات: 198 صفحه
شابك: 978-600-182-013-7
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 104 نفر
امتیاز كتاب:  (3.75 امتیاز با رای 8 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

داستان کتاب در آینده‌ای نامعلوم و در ابرشهری ناشناخته می‌گذرد. شهر به مخروبه‌ای بدل شده و هر بخش آن در دست یک باند مشخص از تبهکاران است. مردم سالهاست که کتاب و کتاب خواندن را فراموش کرده‌اند و به جایش از فناوری پیشرفته‌ای استفاده می‌کنند که با کاشت آن در مغز، آدمی به دنیایی مجازی و خلسه‌آور قدم می‌گذارد.
در این دنیای تیره و تار، قهرمان داستان که پسری است نوجوان معروف به "غشی" با خبر می‌شود که خواهر ناتنی کوچکش که در قسمت دیگری از شهر زندگی می‌کند، سخت مریض است. پسر برای رسیدن به خواهرش باید از چندین منطقه که هریک تحت کنترل یک گروه از اشرار است عبور کند. برای اینکار او با پیرمردی به نام رایتر و پسربچه‌ای بی‌نام همراه می‌شود و در میانه راه نیز دختری از نژاد اصلاح‌شده و برتر که ساکن "ایدن"، سرزمینی حفاظت شده و به دور از آلودگی‌های زمین است، به آنها می‌پیوندد.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"اگر دارید این نوشته را می‌خوانید، لابد هزار سالی از زمان من گذشته. چون این اطراف که دیگر کسی چیزی نمی‌خواند. چرا خودت را به زحمت بیندازی، وقتی می‌توانی هرچه بخواهی را توی مغزت بکاری؟ همه‌ی تصاویر و چیزهای هیجان‌انگیز را یک راست توی کله‌ات بکار و بگذار جا بیفتد. همه‌جور ذهن‌نما وجود دارد، از گل‌بلبلی گرفته تا تیرانداز و خوشگذران و خلاصه هر چیزی که بخواهی تجربه کنی. تیراندازها خشن هستند، گل‌وبلبلی‌ها خواستار زندگی در ایدن هستند و خوشگذران‌ها هم که خب، خودتان بهتر می‌توانید حدس بزنید چه‌جوری هستند. می‌گویند کاشت، بهترین چیز در دنیاست. البته من هیچ‌وقت سر در نمی‌آورم، چون به یک بیماری جدی مبتلام، یعنی به الکترودهای سوزنی حساسیت دارم. اگر چیزی توی مغزم فرو کنند، در جا دچار تشنج افتضاحی می‌شوم که نگو و نپرس ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید در اینجا بیابید.

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 ايماندخت مصطفوي:  یکی از بهترین کتاب‌هایی بود که تا حالا خونده بودم. جالب اینجا که فکر نمی‌کنم خودم انتخابش کرده بودم، به احتمال قوی انتخاب جیره‌کتاب بود و جالب‌تر اینکه با این قصه 2012 و آخر دنیا خیلی خیلی جور بود.

 گلناز گرايلي:  خیلی دوست داشتم. اصولا کتابهایی که راجع به آینده کره زمینه می‌توانند خیلی آموزنده باشند. آدم را وادار به تفکر در مورد روش زندگی و برخورد با طبیعت می‌کنند. زندگیهای غرق در تکنولوژی و فراموشی صدای طبیعت نتیجه‌ای جز آینده‌ای سیاه و قهر طبیعت از انسان در پی نخواهد داشت یعنی همان آینده‌ای که در اینگونه کتابها به زیبایی تصویر شده‌اند

 محمود اسلاميان:  داستان‌های علمی-تخیلی را بسیار می‌پسندم اما آن دسته‌ای را که همچون این کتاب، آینده را بسیار تاریک و مبهم و غیرقابل امیدواری ترسیم می‌کنند، دوست ندارم. باری به هر جهت و صرفا به دلیل علاقه و امیدی که به پایان جالب کتاب داشتم باعث شد آن را تا آخر بخوانم و چندان هم رضایتم در آخر جلب نشد.