بخريد و بخوانيد ...

عقاید یک دلقک
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

عقاید یک دلقک

(The Clown)
نویسنده: هاینریش بل (Heinrich Boll)
ترجمه: شریف لنکرانی
ناشر: ماهی
سال نشر: 1399 (چاپ 9)
قیمت: 42000 تومان
تعداد صفحات: 272 صفحه
شابك: 978-964-00-1420-2
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 25 نفر
امتیاز كتاب:  (3.95 امتیاز با رای 38 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

قهرمان داستان، هانس شنیر، دلقکی است که زندگی خود را با اجرای نمایش‌های کمدی در شهرهای مختلف می‌گذراند. او فرزند خانواده‌ای بسیار ثروتمند است، اما در طول زندگی‌اش چندان از این ثروت بهره نبرده است. چه در کودکی به دلیل روش‌های سخت‌گیرانه‌ی تربیتی پدر و چه بعد از آن که خانه را ترک کرده و به نمایش رو آورده است.
هانس در مدرسه‌ای متعلق به کاتولیک‌ها درس خوانده. با اینکه خود و خانواده‌اش کاتولیک نیستند. در مدرسه او با ماری آشنا می‌شود و عاشق همدیگر می‌شوند. ماری با وجود آنکه اعتقادات محکمی به مذهب کاتولیک دارد، می‌پذیرد که بدون ازدواج با هانس زندگی کند و آنها پنج سال را در شهرها و هتل‌های مختلف، هرجا که هانس نمایش دارد، سر می‌کنند. اما بروز اتفاقی باعث می‌شود که ماری هانس را ترک کند تا با یکی دیگر از همکلاسی‌هایش ازدواج کند و همین مساله موجب افسردگی هانس و بازگشت‌اش به شهر زادگاه‌اش می‌شود ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"وقتی به بن رسیدم، هوا تاریک شده بود. به خودم فشار آوردم نگذارم ورودم به ترتیبی بگذرد که در عرض پنج سال خانه‌به‌دوشی می‌گذشت و شکلی خودکار به خود گرفته بود: پله‌های ایستگاه پایین، پله‌های ایستگاه بالا، کیف سفری به کنار، بلیت قطار از جیب پالتو بیرون، کیف زیر بغل، دادن بلیت، رفتن به طرف روزنامه‌فروش، خرید روزنامه‌های عصر، خروج از ایستگاه و اشاره به یک تاکسی. پنج سال تمام تقریبا هر روز از جایی حرکت کرده‌ام و به جایی رسیده‌ام، صبح‌ها پله‌های ایستگاه راه‌آهن را بالا و پایین رفته‌ام و بعدازظهرها پله‌های ایستگاه راه‌آهن را پایین و بالا رفته‌ام، تاکسی صدا زده‌ام، در جیب کتم دنبال پول برای راننده‌ی تاکسی گشته‌ام، روزنامه‌های عصر را از دکه‌ها خریده‌ام و در گوشه‌ای از ضمیرم از بی‌تفاوتی حساب‌شده‌ی این ترتیب خودکار کیف کرده‌ام. از وقتی ماری مرا ترک کرد تا با این مرتیکه‌ی کاتولیک، تسوپفنر عروسی کند، گذران این برنامه مکانیکی‌تر شده است، بدون این‌که ذره‌ای از بی‌تفاوتی‌اش کاسته شود ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 صبا گيلك:  با بدترین ترجمه جزو بهترینا بود

 مسلم ميرزائي:  عقاید یک دلقک اولین جیره من بود که در مهر ماه ۹۴ دریافت کردم و تا آخر ماه هم آن را خواندم بنابراین اسم این کتاب همیشه در ذهنم با طرح جیره کتاب تداعی خواهد شد.
قبلا درباره هاینریش بُل چیزهایی خوانده بودم و دوست داشتم کتابی از این نویسنده برنده جایزه نوبل بخوانم، الان که این کتاب را خوانده‌ام باید بگویم کتاب بدی نیست هر چند احساس می‌کنم که باید دوباره آن را بخوانم.

 مهناز سلطان‌پور:  من با اين كتاب خودم رو مرور كردم (عقايد و باورهام). يه همذات‌پنداري دقيق ... دوست داشتم كتاب رو ... البته مي‌دونم بايد دوباره بخونم. مطمئنا هاينريش بل كتابي نوشته كه با يك بار نمي‌توني به بار اصلي كتاب دست پيدا كني ... در كل كتاب جالبي بود.

 سلینه اندریاسیان آذر:  کتاب خوبی بود. وسطای کتاب آنقدر تفکرات نقش اول کتاب جالب بود که به مادرم هم پیشنهاد دادم کتاب رو بخونه و وقتی مادرم بهم گفت آخر کتاب سردرگم موند لبخند زدم. آخه مادرم عاشق پایان‌های خوبه ولی وقتی خودم به آخر کتاب رسیدم چیزی حدود 5 دقیقه صرف کردم تا مطمئن بشم کتاب خودم کامله و صفحه آخر از توی صحافی جا نمونده باشه.

 نازلي علي‌پور:  دوماهه این کتاب دستمه و هنوز نتونستم تمومش کنم! می‌دونم از شاهکارهای ادبیاته ولی برای من خیلی جذابیت نداره!! کلا کتابهایی که پر از اسمهای خاص هستند برام خسته‌کننده‌ان!

 الهه سعادتي:  اصلاااااااااا نظرم رو جلب نکرد ...!!!!

 محسن زيبارفتار:  کتاب خیلی خوب، ترجمه خیلی بد!!(مترجم: شریف لنکرانی)