بخريد و بخوانيد ...

هری پاتر و فرزند نفرین‌شده
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

هری پاتر و فرزند نفرین‌شده

(Harry Potter and the Cursed Child)
نویسنده: جان تیفانی، جک ئورن 
ترجمه: ویدا اسلامیه
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1399 (چاپ 7)
قیمت: 58000 تومان
تعداد صفحات: 311 صفحه
شابك: 978-600-182-217-9
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 4 نفر
امتیاز كتاب:  (3 امتیاز با رای 9 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

کتاب متن نمایشنامه‌ای است در دو بخش که با سرپرستی خانم رولینگ، خالق کتاب‌های هری پاتر، برای بردن بر روی صحنه نوشته و آماده شده است.
ماجرای نمایشنامه به زمانی می‌پردازد که هری، نوزده سال بعد از پایان مجموعه داستانهایش، در وزارت سحر و جادو در حال خدمت است و با همراه همسر و سه فرزندش زندگی می‌کند. هری و همسرش جینی به همراه هرمیون و ران، بچه‌هایشان آلبوس و رز را برای اولین سفرشان به مدرسه هاگوارتز روانه می‌کنند. آلبوس، کوچکترین فرزند هری، در این اولین تجربه‌اش از تحصیل در مدرسه هاگوارتز با حقیقتی ناخوشایند روبرو می‌شود که خودش و پدرش را با دردسرهای جدیدی مواجه می‌کند ...
صحنه‌ی اول از پرده‌ی اول نمایشنامه با این جملات آغاز می‌شود:
"ایستگاهی شلوغ و پر رفت و آمد. پر از مردمی که می‌خواهند به جایی بروند. وسط جمعیت پرتکاپو، دو قفس بزرگ روی دو چرخ‌دستی پر از وسایل لق‌لق می‌خورند. دو پسربچه به نام‌های جیمز پاتر و آلبوس پاتر چرخ‌ها را جلو می‌برند و مادرشان جینی پشت سرشان است. هری سی و هفت ساله، دخترش لی‌لی را روی شانه‌هایش نشانده است.
آلبوس: بابا. جیمز هی می‌گه.
هری: جیمز، اذیتش نکن.
جیمز: فقط گفتم ممکنه تو اسلیترین بیفته. خب ممکنه بیفته دیگه ... (پس از چشم‌غره‌ی پدرش) باشه.
آلبوس: (با نگاهی به مادرش) برام نامه می‌نویسین دیگه؟
جینی: اگه بخوای، هر روز برات نامه می‌فرستیم.
آلبوس: نه، هر روز که نه. جیمز می‌گه خیلی‌ها ماهی یه نامه براشون می‌آد. منم نمی‌خوام …
هری: ما هفته‌یی سه تا نامه برای برادرت می‌فرستادیم.
آلبوس: راست می‌گین؟ جیمز! ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 مریم سعیدی مهرآباد:  اونجوری که کتابایای هری پاتر منو تو خودش محو میکردن نبود ولی مگه میشه به کسی که کتابای قبلی رو خونده بگی این یکی رو نخونه

 الهه طاهري:  سال‌ها پیش کتاب خواندن را با مجموعه هری پاتر شروع کردم و به نوعی علاقه‌ام به کتاب و کتاب‌خوانی را مدیون خانم رولینگ هستم. هری پاتری بودن این کتاب بهانه‌ای شد که نمایشنامه‌خوانی را هم امتحان کنم و به اندازه کافی خوب بود و لذت بردم تا از این به بعد قفسه نمایشنامه کتاب‌فروشی را با دقت بیشتری نگاه کنم.
داستان کتاب جذاب بود و ثابت کرد دنیای جادویی هری پاتر هنوز هم بستر مناسبی برای خلق ماجراجویی‌های جدید است اما شخصیت‌ها چنان دلچسب نبودند. شاید دلیل سخت بودن همذات پنداری با شخصیت‌ها این بود که در سری اول مخاطب همسن کاراکترهای اصلی بود و سال به سال با شخصیت‌ها بزرگ شد ولی حالا شخصیت‌های قدیمی تبدیل به آدم بزرگ‌هایی سخت‌گیر و خشک شده‌اند و شخصیت‌های جدید هم کوچکتر و لوس‌تر و اعصاب‌خرد‌کن‌تر از آن هستند که بشود درکشان کرد.
اما در نهایت هر نظری راجع به کتاب بدهیم زیاد هم مهم نیست چون مخاطبان این کتاب صرفا طرفداران قدیمی هری پاتر هستند که یا کتاب را تهیه کرده‌اند و یا تهیه می‌کنند تا از سرنوشت این جماعت جادوگر بعد از ولدمورت با خبر شوند.

 مهسا محمدي:  من نسخه‌ی انگلیسی کتاب رو خوندم ... با اینکه نوستالوژی‌وار منو یاد بچه‌گیام می‌نداخت که چطور دیوانه‌وار هری پاتر می‌خوندم ... باید بگم کتاب کمی ناامیدکننده بود. شاید چون نمایش‌نامه بود اینطور به نظر می‌آمد ولی شخصیت‌پردازی ضعیف بود ... انگار بعد از نوزده سال کاراکترها پوست انداخته باشند ... حتا اسنیپ و دامبلدور ... داستان چنان که باید و شاید جذابیت نداشت و اون عمق همیشگی داستانهای هری پاتر توش نبود ... درکل انتظارات من رو برآورده نکرد و حتا تصور قبلیم رو هم از ولدمورت و هولناکیش خدشه‌دار کرد ... چه طور بگم ... انگار ولدمورت از یه اهریمن ترسناک بودن برگشت و انسانی‌تر شد. خوندنش رو توصیه می‌کنم چون به خاطرات خوب کودکی برمی‌گردید ... ولی به اندازه‌ی بقیه‌ی کتابها لذت نخواهید برد:)

 فاطمه عارف‌نژاد:  مخاطب به چه چیز این کتاب باید امتیاز بدهد؟ هری پاتر بودنش؟ با این حساب من آنقدر غرق در نوستالوژی نیستم که هرآنچه با نام "پسری که زنده موند" نوشتند ازم ستاره بگیره. این کتاب به معنای دقیق کلمه ناامید‌کننده بود و اگر جای رولینگ بودم اجازه‌ی انتشارش رو نمیدادم! بگذریم که خانم نویسنده هنوز هم پرفروشه و علی‌رغم اظهارات مکررش مبنی بر تموم شدن هری پاترها هممون می‌دونستیم دیر یا زود سراغش میره و در آینده هم خواهد رفت ... ولی به نظرم هری پاتری که در "یادگاران مرگ" افت محسوسی داشت اینجا طوری سقوط کرد که بلند کردنش دشواره. من نمایشنامه و فیلمنامه هم زیاد خوندم و نقدم به هیچ‌وجه ناظر به ساختار نمایشنامه‌ای کتاب نیست، بلکه به عنوان یک مخاطب هری پاتر، که شیفته‌ی دنیای جادویی زنده‌ی رولینگ بودم و همیشه و هرجا از چفت و بست‌های محکم داستانیش، پختگی نثرش، شخصیت‌پردازی فوق‌العاده‌اش و ایده‌آل بودن روایت و جزییاتش گفتم، جا خوردم از این همه آشفتگی داستان و سر هم بندی کردن شخصیت‌ها و کودکانه بودن روند ماجرا و نوع روایت! اگر هری پاتر روزی نه تنها نوجوان‌ها بلکه جوانان و بزرگسال‌ها رو هم سحر می‌کرد معتقدم این ادامه‌ی تاسف‌بار حتی کودکان را راضی نمی‌کند و استقبالی هم که ازش شد تنها دلیلش همان کشش نوستالوژیک قضیه است، ولی جی.کی.رولینگ می‌خواد تا کی سوار بر موج احساسات مخاطب‌های قدیم هری پیش بره؟ و در پایان گلایه از انتشارات و مترجم هم ضروریه که تصاحب سریع بازار رو قربانی کیفیت ترجمه و ویرایش کردن و با این کار به معایب اثر اضافه شد. خواندنش را توصیه نمی‌کنم، نوستالوژی محبوبتان را مخدوش خواهد کرد ...

 صبا گيلك:  با صراحت کامل میگم: ناامیدکننده.