شناسنامه محصول

چگونه با پدرت آشنا شدم؟

چگونه با پدرت آشنا شدم؟

نویسنده: مونا زارع 
ناشر: چشمه
سال نشر: 1398 (چاپ 5)
قیمت: 20000 تومان
تعداد صفحات: 126 صفحه
شابك: 978-600-229-844-7
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 88 نفر
امتیاز كتاب:  (4.4 امتیاز با رای 5 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

مجموعه داستان‌ طنزی که در قالب نامه نوشته شده. قهرمان داستان در این نامه‌ها ماجرای آشنایی با شوهرش را برای دخترش تعریف می‌کند.
فصل اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"ساعت 7 صبح جمعه بود که تصمیم گرفتم شوهر داشته باشم. چشم‌هایم کاملا باز نشده بود و قیِ بسته شده روی مژه‌ها پلک‌های را سنگین کرده بود. سرم را توی بالش فرو بردم و روی شکمم خوابیدم و تا بیست شمردم. چشم‌هایم را باز کردم و تکه‌ای از موهایم را دور بینی‌ام چرخاندم و دوباره تمرکز کردم. فایده‌ای نداشت. هیچ‌چیز دیگر نبود جز شوهر. دلم می‌خواست همان موقع، همان لحظه، یک نفر روی کره‌ی خاکی وجود می‌داشت که شوهر من می‌بود. از خواب که بیدار شدم، دیدم جایش خالی است. پدرت را می‌گویم. اولش مردد بودم نکند گیج خوابم و جای یک چیز دیگر خالی شده و من آن را با شوهر اشتباه گرفته‌ام؟ خودم را از رخت‌خواب بیرون کشیدم و روبه‌روی آینه ایستادم. موهایم از عروسی دیشب پف کرده بود و ریمل دور چشم‌هایم قیافه‌ام را شبیه پاندا کرده بود. زبانم را بیرون آوردم و ته حلقم را نگاه کردم. امکان نداشت، اما مشکلم واقعا شوهر بود ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 امیر بندرآبادی:  کتابی بود که در بهترین موقعیت زمانی بدستم رسید با انتخاب جیره کتاب. در زمانی که حال خوبی نداشتم. وقتی بسته‌بندی کتاب را در اوائل صبح باز کردم با خواندن نامه اول فکر نمی‌کردم آنقدر جذاب باشد که تا آخر شب همان روز کتاب را تمام کنم و دو تن از دوستانم هم گفتند خوندی بده ما هم بخوانیم. در کل از انتخاب جیره کتاب تشکر می‌کنم.
نویسنده کتاب نوشتار و شخصیت‌پردازی خوبی را در کتاب به کار برده و با آن ماجراهای شوهر پیدا کردنش در جای جای کتاب خوب می‌تواند خنده را بر لبانتان بیاورد اگر نیاز به خنده دارید این کتاب توصیه می‌شود.

 آوا فروتن:  تا به حال در عمرم كتابي رو نخونده بودم كه اينقدر خنده‌دار باشد، صفحه‌اي نبوده كه نخندم. در كل بسيار عالي بود و قلم بسيار قوي داشت ممنون از جيره كتاب

 غزاله رکنی:  عالی بود. خیلی دوس داشتم. کلی خندیدم باهاش.