چهارشنبه, 01 دی 1395 15:50

از اثرات "پرتقال" بر کتابخوانی!

نوشته: ماني شهرير
این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای‌ها)

 

چند هفته‌ای است که نشسته‌ام و دارم یکی بعد از دیگری کتاب‌های انتشارات پرتقال را می‌خوانم! خودمانیم، سر سیاه زمستان اسم این ناشر تازه‌تاسیس در ترغیبم به خواندن کتابها خیلی موثر بوده. پیش خودم فکر می‌کنم اگر به جای پرتقال اسمشان را گذاشته بودند لیموترش یا هندوانه احتمالا کار و زندگی‌ام را اینهمه مدت برای خواندن کتابها ول نمی‌کردم. نه اینکه از هندوانه یا لیموترش (یا دیگر میوه‌ها) بدم بیاد، نه! هرکدام برای خودشان جایگاه و مقام و مرتبه خاصی دارند و ما هم مخلص همگی هستیم. اما "پرتقال" به نظرم برای اینکه اسمش به کتاب ربط داشته باشد، نامگذاری مناسب و هیجان‌انگیزی است و ... خب جایزه‌اش هم اینکه این انتخاب اسم حداقل من یکی را وادار کرده تا تند و تند و پشت هم کتابهایشان را بخوانم.

از میان 11 عنوان کتابی که فعلا اینجا معرفی کرده‌ام، پنج تای اول را تاکنون خوانده‌ام و حالا هم مشغول خواندن "شاید عروس دریایی" هستم.

پنج کتابی را که خوانده‌ام به ترتیب میزانی که دوستشان داشتم، ردیف کرده‌ام. اولین کتاب را از همه بیشتر دوست داشتم و بقیه به ترتیب. البته کتابها همه خوب بودند اما خب هر داستانی نزد هر خواننده‌ای یک اندازه قدر و ارزش بدست می‌آورد. مثلا دوست نوجوانی در تعریف از "پاستیل‌های بنفش" برایمان نوشته بود: "جزو قشنگ‌ترین کتابهایی بود که خوندم. بعضی وقت‌ها منو خوشحال می‌کرد بعضی وقت‌ها اشکمو در میاورد. هرکی نخونه ضرر کرده." ولی خب من توی این پنج کتاب فعلا "جنگی که نجاتم داد" را بیشتر از همه دوست داشته‌ام.

نمی‌دانم فرصت می‌کنم بقیه کتاب‌ها را هم بخوانم یا نه. دوست دارم "سرافینا و شنل سیاه" و "من جوکم" را هم حتما بخوانم. "یک پیاده‌روی طولانی تا آب" هم حجم زیادی ندارد و باید بشود زود تمامش کرد. با این حال کتابهای دیگری هم همینطور توی صف خواندن هستند و اینکه بابت یک اسم ناقابل "پرتقال" اینهمه وقت بگذاری و بقیه کتابهایی را که نام و نشان پرتقال برخودشان ندارند فراموش کنی، شاید چندان منصفانه نباشد.

چند وقت پیش دوستی گله کرده بود که خیلی وقت است در بخش نوجوانان کتابی معرفی نکرده‌ام و مطلبی نگذاشته‌ام. انتقاد بجایی بود. بنابراین احتمالا در هفته‌های آتی "آدم بزرگ‌ها" باید کمی تحمل کنند تا مقداری کتاب نوجوان (و صد البته کودک) در جیره‌کتاب معرفی شود. فعلا این فهرست پرتقالی‌اش را داشته باشید تا برسیم به بقیه:

 

جنگی که نجاتم دادwidth='120pxجنگی که نجاتم داد
نویسنده: کیمبرلی بروبیکر بردلی
ترجمه: مرضیه ورشوساز
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1395 (چاپ 2)
قیمت: 17500 تومان
تعداد صفحات: 289 صفحه
شابک: 978-600-8111-68-9
آدا در تمام عمرش از اتاقی که به همراه مادر و برادرش در آن زندگی می‌کنه، بیرون نرفته. پاهای آدا بطور مادرزادی بدشکل و دفرمه هستند و به همین خاطر هم مادرش خجالت می‌کشه که مردم او را ببینند. او آدا را مجبور کرده تا یازده سال تمام دنیا را تنها از پنجره‌ی اتاقشان در طبقه سوم ببیند و دیدنی‌های آن را از زبان برادر کوچکترش بشنود.
اما حالا جنگ شروع شده و قرار است آلمان‌ها شهرهای انگلستان، از جمله لندن را بمباران کنند. برای همین هم دولت برنامه‌ریزی کرده تا خانواده‌های اهل لندن بچه‌هایشان را به خارج از شهر و روستاهای مختلف کشور بفرستند تا در آنجا از گزند بمبارانها در امان باشند.
مادر آدا تصمیم می‌گیرد جیمی، برادر کوچک آدا را به همراه بچه‌های دیگر به خارج از لندن بفرستد. اما مطابق معمول آدا باید در اتاق بماند تا کسی او را نبیند. صبح روز عزیمت، آدا و جیمی که دلشان نمی‌خواهد از هم جدا شوند، مخفیانه به ایستگاه قطار می‌روند و بدون اطلاع مادر قدم در راهی می‌گذارند که زندگی آدا را کاملا تغییر می‌دهد ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
" "آدا! بیا کنار از پشت اون پنجره!" صدای فریاد مام است. بازویم را گرفت و آن‌قدر محکم کشید که از روی صندلی افتادم و به زمین کوبیده شدم.
"می‌خواستم به استیون وایت سلام کنم، همین." می‌دانستم که نباید جوابش را بدهم. اما بعضی وقت‌ها دهانم زودتر از مغزم کار می‌کرد. نمی‌دانم چرا آن تابستان شجاع شده بودم.
مام سیلی محکمی زد. سرم از عقب به پایه‌ی صندلی خورد و تا چند ثانیه فقط ستاره می‌دیدم.
مام گفت: "تو با هیش‌کی حرف نمی‌زنی! از روی مهربونی گفتم می‌تونی بیرون رو نیگا کنی، اگه بخوای حتی دماغت رو از پنجره ببری بیرون، دیگه تمومه! چه برسه بخوای با کسی حرف بزنی!"
زیر لب گفتم: "جیمی که بیرونه."
مام گفت: "چرا نباشه؟ مثل تو افلیج نیست که."
لب‌هایم را به‌هم فشار دادم که جمله‌ی بعدی را نگویم، سرم را هم تکان دادم که از ذهنم بیرون برود ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

ماهی روی درختwidth='120pxماهی روی درخت
نویسنده: لیندا ماللی هانت
ترجمه: مرضیه ورشوساز
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 13000 تومان
تعداد صفحات: 251 صفحه
شابک: 978-600-8111-41-2
الی نمی‌تونه چیزی بخونه! او برای مخفی کردن این مشکلش راه‌حل‌های خلاقانه‌ای داره و معلم‌ها و دیگر مسئولین مدرسه را با کلک‌های مختلف روی انگشتش می‌چرخونه. اما وقتی آقای دنیلز، معلم جدید کلاس‌شان، سر و کله‌اش پیدا میشه، اوضاع عوض میشه.
آقای دانیلز متوجه میشه که الی دچار یک بیماری با نام خوانش‌پریشی (dyslexia) است. او می‌خواهد به الی کمک کند اما الی در تمام عمرش معتقد بوده که چون نمی‌تواند بخواند، پس خنگ است و خنگی هم از آن دردهاست که علاجی ندارد!
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"همیشه همان‌جاست. مطمئنم که هست؛ درست همان‌قدر که از زمین زیر پایم مطمئنم.
خانم هال می‌پرسد: "خب الی، بالاخره می‌خوای بنویسی یا نه؟"
اگر معلم بداخلاقی بود، راحت‌تر بودم.
"بنویس دیگه. می‌دونم که می‌تونی."
"اگه بهتون بگم می‌تونم با دندونام از درخت برم بالا چی؟ بازم بهم می‌گید می‌تونی؟"
الیور می‌خندد و خودش را می‌اندازد روی میز؛ مثل دروازه‌بان‌ها که برای توپ شیرجه می‌زنند.
شِی غرغر می‌کند: "الی، فقط واسه یه بار توی عمرت عادی رفتار کن!"
کنار شِی، آلبرتِ هیکل‌گنده، با همان لباس تیره‌ی همیشگی که رویش نوشته "جرقه"، نشسته. یک‌دفعه سر جایش سیخ می‌شود، انگار که منتظر ترکیدن ترقه باشد.
خانم هال یک نفس عمیق می‌کشد و می‌گوید: "الی، ببین ... من فقط می‌خوام یه صفحه درباره‌ی خودت بنویسی." ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

فرار از کتابخانه‌ی آقای لمونچلوwidth='120pxفرار از کتابخانه‌ی آقای لمونچلو
نویسنده: کریس گرابنستاین
ترجمه: مژگان ایمانی
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1395 (چاپ 2)
قیمت: 19000 تومان
تعداد صفحات: 340 صفحه
شابک: 978-600-8111-57-3
آقای لمونچلو، سازنده‌ی معروف‌ترین بازی‌ها و سرگرمی‌های بچه‌ها، تصمیم گرفته که پس از سال‌ها کتابخانه جدیدی در شهرشان بسازد و به بچه‌ها نشان دهد که کتاب خواندن و پرسه زدن در کتابخانه، می‌تواند به اندازه‌ی بازی‌های رایانه‌ای و اینور و آنور رفتن در اینترنت، لذتبخش و هیجان‌انگیز باشد. حتی بیشتر از آن!
کتابخانه‌ی آقای لمونچلو بسیار مجهز و پیشرفته است. آخر او با فروش بازی‌های مختلف خیلی پولدار شده و برای همین هم در ساختن کتابخانه سنگ‌تمام گذاشته است. برای شب افتتاحیه‌ی کتابخانه هم برنامه‌ریزی شده تا ده نفر از بچه‌های برگزیده مدرسه، شب را تا صبح در کتابخانه بگذرانند و پیش از بقیه مردم شهر از امکانات این کتابخانه استفاده کنند. اما وقتی کایل و دوستانش وارد کتابخانه می‌شوند، متوجه می‌شوند که آقای لمونچلو خواب دیگری برایشان دیده و با طراحی یک مسابقه بزرگ از آنها می‌خواهد تا راه خروج از کتابخانه را پیدا کنند و برنده‌ی بزرگترین بازی‌ای بشوند که تابه‌حال آقای لمونچلو طراحی کرده است!
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"کایل کیلی، برای یک هفته از بیرون رفتن محروم شد.
همه‌چیز با میان‌بر زدن از وسط بوته‌ی رز محبوب مادرش شروع شد. تیغ‌ها دردناک بودند، اما کایل توانسته بود با لگدکردن چندتا بوته‌ی خار و گل اطلسی، پنج ثانیه از برادر بزرگترش، مایک، جلو بیفتد.
کایل و برادرش، هر دو می‌دانستند که برای برنده‌شدن در مسابقه و پیدا کردن آخرین تکه از معما، باید به داخل خانه بروند.
کایل طبق قوانین بازی، میوه‌ی کاجش را پیدا کرده بود. او میوه‌ی کاج را برای تمام‌کردن مرحله‌ی "بیرون از خانه" نیاز داشت. کایل مطمئن بود که مایک هم به‌آسانی توانسته است "گل زردرنگ" را بچیند؛ ماه ژوئن بود و گل‌های قاصدک همه‌جا روییده بودند.
مایک فریاد زد: "بیخیال شو کایل! تو هیچ شانسی نداری." و هر دو با سرعت به‌سمت خانه دویدند ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

پاستیل‌های بنفشwidth='120pxپاستیل‌های بنفش
نویسنده: کاترین اپلگیت
ترجمه: آناهیتا حضرتی
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1396 (چاپ 8)
قیمت: 15000 تومان
تعداد صفحات: 196 صفحه
شابک: 978-600-8111-48-1
جکسون در خانواده‌ای چهار نفره زندگی می‌کند. پدر او بیمار شد و کارش را از دست داد. مادر جکسون به عنوان پیشخدمت در رستوران‌های مختلف مشغول به کار است. اما زندگی برایشان خیلی سخت می‌گذرد و از نظر مالی تحت فشار هستند. تا الان یک بار مجبور شده‌اند که همه‌ی دار و ندار خود را بفروشند و برای مدتی در ماشین خود زندگی کنند. بعد از چند سال دوباره با مشکل مواجه شده‌اند و احتمال اینکه دوباره مجبور شوند در ماشین زندگی کنند، خیلی زیاد است. جکسون که خود را فردی منطقی می‌داند سعی می‌کند برای خانواده‌اش دردسر درست نکند، اما حضور دوست خیالی‌اش کرنشا چارچوب ذهنی‌اش را به هم می‌زند. کرنشا که گربه‌ای بسیار گنده است، اولین‌بار که خانواده جکسون بی‌خانمان شد، به کمک جکسون آمد تا بتواند مشکلاتش را راحت‌تر پذیرفته و آنها را حل کند. این بار نیز به سراغ جکسون آمده است و حضورش ماجراهایی را در پی دارد.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"من چند چیز مهم درباره‌ی گربه‌ی موج‌سوار فهمیدم:
اولین چیز؛ او یک گربه‌ی موج‌سوار است.
دومین چیز؛ روی تی‌شرتش نوشته بود: "گربه‌ها سرور، سگ‌ها خاک‌برسر."
سومین چیز، یک چتر بسته توی دستش داشت. انگار همه‌اش نگران خیس‌شدن بود؛ که البته وقتی خوب بهش فکر می‌کنی، می‌بینی با موج‌سواری جور درنمی‌آید.
چهارمین چیز، انگار هیچ‌کس دیگری توی ساحل نمی‌دیدش.
سوار یک موج درست‌وحسابی شده بود و خیلی نرم، سواری می‌کرد؛ اما همین‌که نزدیک ساحل شد، اشتباهی چترش را باز کرد. وزش تند باد، او را به آسمان برد و گربه، از بغل گوش مرغ دریایی رد شد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

جزیره‌ی دکتر لیبریسwidth='120pxجزیره‌ی دکتر لیبریس
نویسنده: کریس گرابنستاین
ترجمه: نگار عباس‌پور
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 14000 تومان
تعداد صفحات: 277 صفحه
شابک: 978-600-8111-54-2
بیلی امسال تابستان را در خانه‌ی دکتر لیبریس می‌گذراند و در عین ناباوری، درگیر اتفاق‌های عجیبی می‌شود.
هروقت بیلی یکی از کتاب‌های کتابخانه‌ی شخصی دکتر لیبریس را باز می‌کند، صداهایی را از توی جزیره‌ی وسط دریاچه می‌شنود! انگار داستان‌هایی که می‌خواند، یکهو جان می‌گیرند و واقعی می‌شوند! (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"پدر "بیلی گیلفویل" دنده را عوض کرد و ماشین یک‌دفعه از جا کنده شد.
در میان سروصدای موتور ماشین و وزش شدید باد، فریاد زد: "سفت بشین بچه‌جون! مگه اون تابلوی جاده‌ی پیچ‌درپیچ رو نمی‌بینی؟!"
ماشین روباز، مثل جت جاده‌ی پیچ‌درپیچ زمین‌های ییلاقی را بالا می‌رفت و بیلی پیش خودش فکر می‌کرد که انگار سوار کهکشان‌پیمای "مارمولک فضایی" در کتاب تصویری موردعلاقه‌اش شده است.
فریاد کشید: "یوهوووووو!"
سقف ماشین باز بود. باد میان موهای بیلی می‌پیچید و مثل شلاق به این‌طرف و آن‌طرف می‌کوبیدشان. سنگ‌ریزه‌ها با شدت از زیر چرخ‌های ماشین به اطراف پرتاب می‌شدند و پشه‌ها، چلپ و چولوپ، پخش می‌شدند روی شیشه‌ی جلوی ماشین ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

یک پیاده‌روی طولانی تا آبwidth='120pxیک پیاده‌روی طولانی تا آب
نویسنده: لیندا سو پارک
ترجمه: پونه افتخاری یکتا
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 9000 تومان
تعداد صفحات: 112 صفحه
شابک: 978-600-8111-40-5
نویسنده دو داستان را بصورت موازی برای خواننده روایت می‌کند. داستان نی‌آ در سال 2008 و در جنوب سودان می‌گذرد. این دختربچه یازده‌ساله ناچار است برای بدست آوردن آب هر روز دو ساعت تا نزدیکترین برکه آب برود و ظرف آب خانواده را پر کند و برگردد. روزی دوبار!
داستان دیگر در سال 1985 می‌گذرد و ماجرای پسربچه یازده‌ساله‌ای است با نام سلوا که از جنگ و ناآرامی در سودان فراری شده و در یک سرزمین وحشی و خشن برای پیدا کردن خانواده‌اش و رسیدن به مکانی آرام و به دور از جنگ و خونریزی با خطرهای مختلفی روبرو می‌شود.
داستان این دو نوجوان یازده ساله که در دو زمان متفاوت زندگی کرده‌اند، بالاخره به هم پیوند می‌خورد و ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"رفتن آسان بود.
موقع رفتن، بشکه‌ی بزرگ پلاستیکی خالی بود و نی‌آ با آن قدوقواره‌ی بلندش، به‌راحتی می‌توانست دسته‌اش را از این دست به آن دست جابه‌جا کند، بشکه را کنار خودش تاب بدهد یا توی بغلش بگیرد؛ و یا حتی می‌توانست آن را دنبال خودش بکشد. روی زمین بکوبدش و البته با هر ضربه، ابری از گردوغبار را هم به آسمان بفرستد!
موقع رفتن، اصلا مجبور نبود وزن زیادی را تحمل کند؛ بازی‌بازی و مثلا سرخوشانه می‌رفت، اما هوا گرم بود و بااینکه هنوز خیلی مانده بود تا ظهر، حرارت خورشید آن‌قدر زیاد بود که راه‌رفتنش را سخت‌تر می‌کرد. همین می‌شد که حتی اگر بین راه هیچ توقفی نمی‌کرد، باز هم نیمی از زمان صبح تا ظهر را طول می‌کشید تا به مقصد برسد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

شاید عروس دریاییwidth='120pxشاید عروس دریایی
نویسنده: الی بنجامین
ترجمه: آرزو قلی‌زاده
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1395 (چاپ 2)
قیمت: 16000 تومان
تعداد صفحات: 288 صفحه
شابک: 978-600-8111-47-4
سوزی سوانسون همیشه چیزهایی می‌داند که بچه‌های هم‌سن و سالش نمی‌دانند؛ مثلا این‌که هر سال، عروس‌های دریایی به‌طور میانگین 150 میلیون‌بار نیش می‌زنند؛ یا هر بچه مدرسه‌ی راهنمایی، حدودا 20 میلیارد اتم شکسپیر در وجودش دارد؛ اما با این همه هوش وقتی با بهترین دوستش مشکلی پیدا می‌کند و قبل از این‌که بتواند دوباره با او دوست شود ...(برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"اگر به مدت کافی به عروس‌های دریایی نگاه کنید، تپش قلبشان را احساس می‌کنید. فرقی ندارد آن‌ها از کدام نوع باشند؛ "آتولا"ی خون‌قرمز با درخشش دل‌فریب و خیره‌کننده و یا گونه‌ی "کلاه‌گل‌دار" یا "آرلیا آریتا" که مثل ماه نیمه‌روشن است. وقتی به سرعت جمع می‌شوند و دوباره خود را رها می‌کنند، انگار ضربان دارند؛ جایی که تمام گمشده‌هایت در آن پنهان شده‌اند.
البته عروس‌های دریایی قلبی ندارند، یعنی راستش نه قلب دارند، نه مغز، نه استخوان و نه خون؛ اما می‌توانید مدتی به آن‌ها نگاه کنید تا تپش قلبشان را حس کنید!
خانم "ترتن" می‌گوید اگر 80 سال عمر کنی، قلبت سه میلیارد بار می‌تپد. داشتم سعی می‌کردم چنین عدد بزرگی را تصور کنم. سه میلیارد. سه میلیارد ساعت قبل، انسان‌های مدرن وجود نداشتند و فقط غارنشینان چشم گنده‌ی پرمو روی زمین زندگی می‌کردند که تنها صدایشان خِرخِر بود. سه میلیارد سال قبل، شاید زندگی هم وجود نداشت؛ و حالا ببین قلبت چقدر خوب کارش را انجام می‌دهد و می‌تواند تا سه میلیارد بار پشت سر هم بزند؛ البته به شرطی که تا آن‌وقت زنده باشی ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

من جوکم: یک داستان نوجوانانهwidth='120pxمن جوکم: یک داستان نوجوانانه
نویسنده: جیمز پترسون
ترجمه: بیتا ابراهیمی، بهشته خادم‌شریف
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1395 (چاپ 2)
قیمت: 14000 تومان
تعداد صفحات: 306 صفحه
شابک: 978-600-8111-35-1
جیمی گریم پسربچه‌ای که یک آرزو بیشتر در دنیا نداره. اون هم اینکه بتونه بزرگترین هنرمند کمدی دنیا بشه. او برای رسیدن به این هدفش مشکلات زیادی داره. اول اینکه برای رسیدن به این مقام اون باید توی مسابقه‌های مختلف "کمدی ایستاده" (Standup Comedy) شرکت کنه. اما جیمی معلوله و روی صندلی چرخ‌دار اینور و انور میره. بنابراین از همینجا مشکلاتش شروع میشه. اون تازه به شهر اومده و نزد خانواده عمویش زندگی می‌کنه. وقتی عموی جیمی بهش خبر می‌ده که بزودی قراره مسابقه‌ای با عنوان "بامزه‌ترین کمدین نوجوان دنیا" برگزار بشه، جیمی تصمیم می‌گیره توی این مسابقه شرکت کنه و ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"تا حالا یه کار مسخره کردین؟ یه کار خیلی مسخره ها؟ مثلا اینکه خودتون رو بکشین تا یه عالمه غریبه رو از خنده روده‌بر کنین. هان؟ مسخره‌ست دیگه.
خداییش قبول دارین؟
راستش داستان من راجع به همین کار خیلی مسخره‌ست؛ داستانی که با یه حال گند درست‌حسابی شروع می‌شه و در اصل یه درام مردافکنه. باور کنین. البته وسطش چندتایی اتفاق بامزه هم میفته، وگرنه که از غصه دق می‌کردیم.
حالا دقیقا چی شد که اومدم مثل یه دونه ذرت در حال انفجار، زیر نورافکن داغ وایسادم، بالا پایین پریدم و ترکیدم؟ شر شر عرق ریختم و جلوی هزار جفت چشم که زل‌زل نیگام می‌کردن، وایستادم تا با نگاهاشون عین دریل سوراخ سوراخم کنن؟ بعله، سوال به‌جائیه ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

سرافینا و شنل سیاهwidth='120pxسرافینا و شنل سیاه
نویسنده: رابرت بیتی
ترجمه: شبنم حیدری‌پور
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1395 (چاپ 3)
قیمت: 16000 تومان
تعداد صفحات: 255 صفحه
شابک: 978-600-8111-46-7
سرافینا با پدرش توی زیرزمین یک عمارت زندگی می‌کرد. همه چیز خوب پیش می‌رفت تا این‌که یک شب سرافینا با صحنه‌ی عجیبی روبرو شد. مرد غریبه‌ای که شنل سیاه پوشیده بود، سعی داشت دختری را بدزدد؛ شنل سیاه و جادویی که قدرت فوق‌العاده‌ای به مرد می‌داد. سرافینا که از گم شدن بچه‌ها در عمارت خبر داشت تصمیم گرفت کاری کند. برای همین از زیرزمین عمارت بالا آمد ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"سرافینا چشم‌هایش را باز کرد. همه جای کارگاه را با دقت نگاه کرد تا ببیند وقتی خواب بوده، موش احمقی جرئت کرده پایش را در قلمرو او بگذارد یا نه. خوب می‌دانست که موش‌ها همین دوروبر، بین شیارهای تنگ و تاریک زیرزمین درندشت می‌لولند و منتظرند تا هر چیزی را که می‌توانند، از آشپزخانه و انبار بدزندند. او بیشتر روز را توی مکان دلخواه و دور از دسترسش چرت زده بود. پشت دیگ بخار زنگارگرفته‌ی کارگاه، خودش را روی تشک کهنه‌ای جمع کرده بود و آنجا را بیشتر از هر جای دیگری، خانه‌ی خودش می‌دانست. چکش‌ها، دنده‌ها، آچار و پیچ‌گوشتی‌ها از ستون‌های کارگاه آویزان بودند و بوی تکراری روغن ماشین، فضا را پر کرده بود. سرافینا به فضای تاریک اطرافش که رفته‌رفته تاریک و تاریک‌تر می‌شد، نگاهی انداخت و گوشش را برای شنیدن صداهای بیرون، خوب تیز کرد ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

من و داداش رباتمwidth='120pxمن و داداش رباتم
نویسنده: جیمز پترسون
ترجمه: میترا امیری
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 14000 تومان
تعداد صفحات: 317 صفحه
شابک: 978-600-8111-45-0
سامی و خانواده‌اش در یک خانه‌ی پر از ربات زندگی می‌کنند؛ و حالا مادرش در فکر ساختن یک ربات جدید است تا با سامی به مدرسه برود.
سامی اصلا از این کار خوشش نمی‌آید؛
اما مادرش پیش خودش فکر می‌کند که اگر این ربات را بسازد، سامی می‌تواند یک داداش ربات داشته باشد!
خیلی هم بد نیست، نه؟
اگر شما هم دوست دارید بدانید که زندگی کردن با یک عالمه ربات‌های هیجان‌انگیز و باهوش، چقدر می‌تواند متقاوت و جذاب باشد، با ما همراه شوید ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"سلام! من "سامی هایز رودریگز" هستم. شاید من را بشناسید؛ من همان بچه‌ای هستم که همه مسخره‌اش می‌کنند. چرا؟ چون مادرم مجبورم کرد یک ربات را با خودم به مدرسه ببرم؛ احمقانه‌ترین و خجالت‌آورترین چیزی که ممکن است در تاریخ یک مدرسه اتفاق بیفتد! یعنی حتی اگر تا عصر حجر و دوره‌ی انسان‌های اولیه هم به عقب برگردیم، باز هم محال است چنین اتفاقی برای کسی افتاده باشد!
باید داستان این ربات دیوانه را برایتان تعریف کنم.
سربه‌سرتان نمی‌گذارم، اما راستش او فکر می‌کند که برادرم است! باور کنید!
و می‌دانید ایده‌ی احمقانه‌ی این ربات خنگ از کجا آمد؟ از مادرم! ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

ماهی چاق گنده‌ی من که زامبی شدwidth='120pxماهی چاق گنده‌ی من که زامبی شد
نویسنده: مو اهارا
ترجمه: الناز خضری
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1395 (چاپ 1)
قیمت: 12000 تومان
تعداد صفحات: 183 صفحه
شابک: 978-600-8111-42-9
مارک، برادر بزرگ تام، به تازگی دانشمند خبیثی شده که می‌خواهد روی ماهی‌قرمز تام آزمایش‌هایی انجام دهد. مارک با آزمایش‌هایش ماهی‌قرمز را مسموم می‌کند و تام نمی‌تواند او را نجات دهد. ... اما صبر کنید!
تام با کمک دوستش ماهی‌قرمز را با شوک باتری الکتریکی به زندگی برمی‌گردانند و از آن به بعد اسم ماهی را فرانکی می‌گذارند؛ اما فرانکی دیگر یک ماهی‌قرمز معمولی نیست؛ او تبدیل به یک ماهی‌قرمز زامبی با قدرت هیپنوتیزم‌کننده شده و می‌خواهد انتقام بگیرد ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"دیروز برادر بزرگم، مارک، تبدیل شد به یک دانشمند خبیث واقعی. البته مارک تقریبا همیشه بدجنس بوده، معمولا من را هل می‌دهد یا به سمتم چیزمیز پرت می‌کند، زندانی‌ام می‌کند، مثل توپ شوتم می‌کند این‌ور و آن‌ور و از این‌جور کارهای خبیثانه، اما این آخری‌ها به یک شیطان واقعی تبدیل شده. ماجرا از آنجایی شروع شد که حرف زدن مارک به‌طور ناگهانی تغییر کرد.
داد زد: "هی! تام! کنترل از راه دور! همین حالا!"
مارک داشت بریده‌بریده حرف می‌زد؛ انگار که چیزی توی سرش کوبیده باشند و مغزش یک تکان اساسی خورده باشد. کنترل را از دستم قاپید و لگدی هم نثار پایم کرد. بعد زیرلبی گفت: "کودن!" ..."

اگر این کتاب را می‌خواهید ...

مشاهده و انتخاب کتاب‌های فهرست در بخش مشترکین

در این فهرست کتاب‌های زیر معرفی شده‌اند: ماهی روی درخت (لیندا ماللی هانت)، جنگی که نجاتم داد (کیمبرلی بروبیکر بردلی)، فرار از کتابخانه‌ی آقای لمونچلو (کریس گرابنستاین)، پاستیل‌های بنفش (کاترین اپلگیت)، یک پیاده‌روی طولانی تا آب (لیندا سو پارک)، ماهی چاق گنده‌ی من که زامبی شد (مو اهارا)، جزیره‌ی دکتر لیبریس (کریس گرابنستاین)، من و داداش رباتم (جیمز پترسون)، شاید عروس دریایی (الی بنجامین)، سرافینا و شنل سیاه (رابرت بیتی)، من جوکم: یک داستان نوجوانانه (جیمز پترسون)
خواندن 1387 دفعه

2 نظر

  • پیوند نظر Fatemeh دوشنبه, 06 آذر 1396 13:19 ارسال شده توسط Fatemeh

    جنگی که نجاتم داد واقعا کتاب قشنگیه من خودم کتابشو دارم و تا آخر خوندم خارق العاده است بین کتاب های پرتقال از همه شون جذاب تره و داستانش قشنگ تره???

  • پیوند نظر نرگس چهارشنبه, 22 دی 1395 22:20 ارسال شده توسط نرگس

    خب حق دارید خداوکیلی که این کتاب ها درگیرتان کنند.نه فقط بخاطر اسم پرتقال که به خاطر طرح جلدشان ،اسمشان و آن خلاصه ای هم که گذاشتید واقعاوسوسه برانگیز است حتی اگر مثل من خیلی وقت است کتاب نوجوان نخوانده اید و از سنتان یک مقدار هم گذشته باشد. من که یکی دوتاشو واقعا وسوسه شدم بخوانم.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

با ما در تماس باشيد

تلفن: 88718488 - 021 و 88105248 - 021

نشاني پست الكترونيك: info@jireyeketab.com

دريافت پيام كوتاه (SMS): 02188718488

نشاني پستي: تهران، صندوق پستي 1886-15875

ما را دنبال كنيد

در تلگرام:
https://telegram.me/jireyeketab

در فيس‌بوك:
https://www.facebook.com/jireyeketab

در گوگل‌پلاس:
http://google.com/+Jireyeketab4u